مقدمه:
دومين گروه از آرياييهايي كه وارد ايران زمين شدند. پارسيان بودند كه با توجه
به لياقت، كفايت، هوشمندي و توانايي بزرگ شاهاني همچون كوروش كبير، داريوش بزرگ و ديگر شاهان موفق به تشكيل سلسله اي گرديدند كه نامشان به تنهايي در دوران باستان ما همچنان بر تارك تاريخ اين مرز و بوم عزيز مي درخشد. در سايه اقتدار اين دولت كه بنا به نياي بزرگشان هخامنش به اين نام مشهورند. نيمي از دنياي باستان در سيطره قدرت آنان قرار گرفت. و همچنين بدليل فرهيختگي پادشاهان هخامنشي و به لطف توجه آنان چنان آرامش، رفاه و پيشرفتي در كشور پديدارشدكه بزودي ايران را صاحب باشكوه ترين تمدن، غني ترين فرهنگ و وسيع ترين مرزها نمود.اوج پيشرفت سيستم هاي مختلف كشور، از لحاظ اركان سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي ، نظامي و از همه زيباتر هنري در اين زمان بوده است. به گونه اي كه به جرات ميتوان گفت كه شكوه و عظمتي كه آنان براي ايران، اين عزيز سرزمين كهن به ارمغان آوردند، هيچ دولت ديگري در طول تاريخ براي كشور ما رقم نزده است. روحشان جاويدان و انديشه پاكشان گرامي.
پارسها پس از ورود به ايران مسير حركت خود را تا نواحي جنوبي ادامه داده و با سكني گزيدن در اين منطقه به تدريج با اقوام بومي فلات ايران كه در آن ناحيه ساكن بودند، نظير كاسي ها و آنزاني ها ممزوج و مخلوط شدند و رفته رفته بدليل بهره گيري قدرتي كه در منطقه كسب كرده بودند. موفق به تشكيل سلطنت گرديدند.
به موجب لوحه بنونيد پادشاه بابل تا روي كار آمدن كوروش كبير سه تن ازآنان به نام چا اش پش، كوروش اول و كمبوجيه يكي پس از ديگري به سلطنت رسيدند.نياي اين پادشاهان هكمنش يا هخامنش بود كه شاهان پارس نام وي را بر خاندان خويش نهادند پس از ايجاد سلطنت توسط اين شاهان رفته رفته زمينه براي تبديل اين حكومت محلي به يك قدرت جهاني فراهم مي شد. دلاوري از پارس به نام كوروش با گامهايي استوار و نهادي مملو از آزادگي اين امر خطير را تحقق بخشيد.
نحوه تشكيل حكومت هخامنشيان
با بر روي كار آمدن هخامنشيان دولتي به وجود آمد كه از نظر عظمت تا آن روزنظير نداشت و شامل ايران ، بين النهرين ، سوريه ، مصر ، آسياي صغير و هند غربي مي گرديد . سرعت ايجاد چنين دولتي واقعا حيرت انگيز بود . فتوحات هخامنشيان همه در عرض سي سال انجام پذيرفت . اما ،مهمتر از اين موفقيت زماني و مكاني خصوصيات امپراطوري داريوش بود . چنين دولتي ممالك و اقوام و مدنيت هائي را شامل ميشد كه از نظر اختلاف و نا همساني آنها ميتوان آسياي تحت نفوذ يونان ، مصر و بينالنهرين را به عنوان مثال ذكر كرد آري چنين دولتي توانست پايدار بماند . داريوش چنان لياقتي در مملكتداري از خود نشان داد و توانست چنان روش متنوعي در حكومت اختيار كندكه در عين وحدت اصالت هر يك از اين ممالك نيز محفوظ بماند.
اين دولت در عين حال توانست تركيب زنده و فعالي از همه اشكال هنري كه درآسور و از آن مهمتر در مصر موجود بود ايجاد كند . چنين مملكتي بيش از دو قرن از 539 تا 331 قبل از ميلاد پايدار ماند و ما هرگاه درست خصوصيات كاملا متفاوت اعضاء متشكله اين امپراتوري پهناور را در نظر داشته باشيم در مييابيم كه امر چه واقعه فوقالعادهأي بوده است . تنها حكومتي قادر و قاهر بود كه ميتوانست دولتي را براي اين مدت دراز بر پاي نگاه دارد و تنها از همين ديدگاه است كه ما ميتوانيم هنر و معماري اين دوره را كه هدف آن موقوف به تكريم و پرستش شخص پادشاه بود و ارادة فرمانروا منحصرا موجد آن بشمار ميرفت توجيه كنيم . آري اين پادشاه ميكوشيد كه مدنيتهاي كشورهاي مقهور را در هم بياميزد و از آن تنوع و هدفي فراهم آورد
* نظري اجمالي به تاريخ هخامنشيان *
* در سال 559 كوروش از طايفه هخامنشي كه يكي از ده طايفه مهم فارس در جنوب غربي نجد ايران بود پادشاه انزان شد و خاندان خود را به نام جد خود هخامنش مرسوم كرد .
سرزمين پادشاهي انزان ، كه كم و بيش با ايلام متحد است در اين زمان باجگذار دولت بزرگ مادي محسوب ميشود .
كوروش بين سالهاي 556 و 549 قبل از مسيح علم طغيان برافراشت . استياگس پادشاه ماد شخصا در محل حاضر ميشود تا طغيان را سركوب كند اما شكست ميخورد و به اسارت ميافتد . اكباتان تسخير و غارت ميشود . فارسيان تمام قلمرو حكومت ماد را به خود ضميمه ميكند و كوروش پاسارگاد يكي از پايتختهاي بزرگ هخامنشي را تأسيس ميكند . در سال 546 لشگركشي مشهور براي جنگ با كرزوس پادشاه ليديه صورت ميگيرد . كرزوس نيز شكست ميخورد و اسير ميشود . ليديه ساتراپ نشين ميشود و شهرهاي يوناني آسياي صغير يكي پس از ديگري منكوب ميشوند . تمام قسمت غربي آسياي صغير تحت سيطرة هخامنشيان در ميآيد
در سال 539 قبل از مسيح كوروش سراسر دجله را تا بابل در مينوردد . در آنجا بنويند اسير ميگردد و بندگان بابلي ناگزير از بوسيدن پاي فرمانرواي مطلق خود ميشوند . بدين طريق فارسيان تقريبا بر تمام شرق نزديك تسلط مييابند و اين فتوحات همه جا به سهولت صورت ميپذيرد . قوم پارسي در سالهاي معدودي بر تمام قلمرو حكومتي شرق قديم درست مييابد .
در گذشته ميخواستند كه در اين پيشرفتها نفوذ دين زرتشت را دخيل بدانند و همه را مديون توسعه آن اعتقاد بشمارند . اما برخلاف اعراب كه هم خود را مصروف توسعه و انتشار دين تازه كردند هخامنشيان بسيار در قبال اعتقادات دين ديگران گذشت و تساهل از خود نشان دادند و به ادياني كه در قلمرو حكومتشان بود احترام گذاردند . كافي است در اين بازگشت قوم يهود را به خاطر آوريم و حدود فرماني را كه آنها را قادر به تجديد بناي معبد خود ساخت . از آن گذشته باز بايد به خاطر داشت كه كوروش در بابل خود را برگزيده و طرف توجه خاص مردوك خان ، دستهاي او را در دست گرفت و پس از ورود به شهر دستور به تجديد بناي معبد او داد . توضيح اينكه علت تفوق نظامي فارسيان از چه بود كاري است دشوار . اينان در هر كار سرعت عمل داشتند ، در برابر هيچ نيرنگ و رشوهأي پا سست نميكردند و از آن گذشته طلاي پارسيان موجزي ميكرد و كار را پيش ميبرد .
از تشكيلات مملكت در اين دوره تقريبا هيچ اطلاعي در دست نيست هر چند كه بدون ادني ترديد سازمان جالب توجهي در آن دولت وجود داشته است زيرا در تمام دوران فرمانروايي كوروش حتي يك طغيان و عصيان نيز رخ نداد . پس از مرگ كوروش پسر ارشدش كمبوجيه (522 – 530 قبل از ميلاد مسيح)مصر را مسخر كرد . پسامتيش فرعون در ممفيس محاصره شد و ناگذير از تسليم گرديد . در ژوئن 525 قبل از مسيح دولت در ري نيل مطيع و منقاد ميگردد . كمبوجيه در سال 523 قبل از مسيح از صحنة تاريخ خارج ميشود . پس از واقعة گوماتاي قاصب يكي از بستگان دور كوروش به نام داريوش اول بر سرير سلطنت مينشيند و از 522 تا 486 قبل از ميلاد سلطنت ميكنددوره فتوحات ديگر سپري شده است و بايد با سازماني مطمئن و پابرجا حكومت بر اين ديار پهناور را تسجيل نمود . اما بعضي از عصيانهاي محلي وحدت حكومت هخامنشي را متزلزل ميكند . ديگر نرمي به كار نميآيد و به همين دليل هم سران قيامها به دار آويخته ميشوند .
به دستور داريوش بناهاي بسيار مهمي در بيستون به وجود ميآيد . در اين بناها داريوش را در زير مظهري از اهورمزدا ميبينيم كه بالهاي خود را گسترده است . او پيشاپيش دو تن از بزرگان گام بر ميدارد و پاي خود را بر پشت يكي از دشمنان ميگذارد و بر هشت تن از نافرمانان كه دستهايشان به پشت بسته است و ريسماني به گردن دارند تحكم ميكند (نهمين اسير كلاه نوك تيز سكاها را بر سر دارد ) . در زير حجازي كتيبهأي سه زباني گزارش فيروزي شاه شاهان را ميدهد .

