تبليغاتX
ایران جاویدان(تاریخی و فرهنگی) - داريوش سوم و دفع خطر "باگواس" خواجه دربار

ایران جاویدان(تاریخی و فرهنگی)

برای تمام ایرانیان وطن دوست و میهن پرست

داريوش سوم و دفع خطر "باگواس" خواجه دربار

ديدور سيسيلي روايت كرده است كه باگواس خواجه دربار اردشير سوم پس از كشتن اردشير،پسر و جانشين وي ارشك(آرسس) را نيز به قتل رساند.پس از آرسس كه ديودور مي گويد و در منابع ديگر نيز چيزي جز اين گزارش نشده است،كسي شايسته تر از داريوش براي احراز مقام سلطنت نبود،چون او از همه رشيدتر و دلاورتر بود. اردشير سوم رشادت او را قبلا مورد تحسين قرار داده و اورا ارتقاء مقام داده و از مقام "استانر" ي (پيك و چاپار ويژه شاه )به والي ارمنستان منصوب كرده بود. بي ترديد وي از شاهزادگاني نبود كه بر اساس قوانين هخامنشيان بتواند جانشيني شاه از آن او شود،به سخن ديگر وي به تخت شاهي نزديك نبود.با گواس پس از كشتن آرسس او را به مقام شاهي برگزيد،به اين اميد كه داريوش رسما" شاه باشد،ولي اختيارات و زمام كليه امور در دست باگواس باشد.

ديري نگذشت كه او به اشتباه  خويش پي برد و اطرافيان و درباريان نيز به حقيقت واقف گرديدند.داريوش حاضر نشد كه از خواجه نامبرده تمكين كرده و زمام امور و اختيارات را به دست او بدهد.و مطابق اراده باگواس به كشور داري بپردازد.خواجه وقتي ذكاوت و اقتدار داريوش را مشاهده كرد و دانست كه داريوش شاهي نا لايق و فرومايه نيست، بي درنگ در صدد برآمد تا او رانيز مانند پادشاهان قبل به قتل برساند.داريوش كه آگاهي كافي از دسيسه هاي با گواس داشت،زود به نيت شوم او پي برد و فورا" او را احضار كرد.چون خواجه به حضور شاه رسيد، داريوش دستور داد زهري را كه براي باگواس فراهم كرده بودند بياشامد، خواجه نيز چاره اي جز امتثال امر پادشاه نداشت و اضطرارا" جام زهر را نوشيد و جان داد.

ديدور سيسيلي در كتاب هفدهم بند پنج،آريان در بند پنجم از فصل ششم كتاب دومش و كنت كورث در بند چهارم كتاب ششم خود متفقا" اين واقعه را تاييد كرده و به تفضيل به آن پرداخته اند.

ژوستن گفته است كه مردم داريوش را به خاطر رشادت و سلحشوريش پس از مرگ اردشير به تخت نشاندند و براي اينكه از شهامت و دلاوري چيزي كم نداشته باشد،وي را داريوش نام نهادند.ديودور سيسيلي در اثر خود(كتاب هفدهم بند 6) درباره داريوش گفته است:وقتي به تخت نشست كه فيليپ مقدوني از جهان رفته و اسكندر به جاي او پادشاه مقدونيه شده بود.

تقدير براي داريوش چنين رقيب سهمگيني پيش بيني كرده بود و داريوش قصد اصلاح كشور را داشت كه ناچار شد تا پايان عمرش با اسكندر مصاف كند.

           

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 10:53  توسط مریم   |