زن ايراني در گذر تاريخ(بخش نخست):
با وجود آنكه بزرگترين كتابخانه هاي كتابخانه هاي ملي و تاريخي و علمي ايران (گندي شاپور-كسروي) توسط تازيان (اعراب) به آتش كشيده شد و هزاران كتاب ايراني به گفته مورخ و جامع شناس عرب (ابن خلدون) نابود شد و به دريا ريخته شدند و بسياري از بزرگان اين سرزمين اهورايي، گمنام ماندند و اثري از آنان يافت نشد ولي پروردگارمان را سپاس مي گوييم كه با همه اين فراز و نشيب هايي چون يورش اسكندرمقدوني،يورش تازيان،چنگيز مغول،تمور لنگ و... به اين سرزمين، هنوز نام چنين زنان بزرگي از سرزمين مقدسمان ايران،براي ما به جاي مانده است.اميد بسيار بر آن دارم كه اين نوشتاركه در چند بخش فراهم آوردم الگوي تمام ما زنان ايراني براي حفظ كيان ايران زمين باشد و هميشه اين بانوان بزرگ منش را در خاطر داشته باشيم و بدانيم كه تاريخ و نوادگان آينده ما مديون آنهاست.
شير زنان ايراني (پيش از اسلام:)
كاساندان:
همسر كوروش بزرگ و مادر كمبوجيه و برديا پسران كوروش كبير.پس از شاهنشاه ايران او نخستين شخصيت قدرتمند كشور ايران بوده است. كاساندان تحت نام ملكه 28 كشور آسيايي در كنار همسرش كوروش بزرگ حكمراني مي كرده است. مورخ يوناني (گزنفون) از وي با نيكي و بزرگ منشي ياد كرده است.
ملكه آتوسا:
ملكه ي بيش از 28 كشور آسيايي در زمان امپراطوري داريوش بزرگ. وي دختر كوروش بزرگ و همسر با نفوذ و مقتدر داريوش كبير مي باشد. هرودوت "پدر تاريخ" از وي به نام شهبانوي داريوش بزرگ ياد كرده است و آتوسا را چندين بار در لشگر كشي هاي داريوش ياور فكري و روحي داريوش شاه دانسته است. چند نبرد و لشگر كشي مهم تاريخي ايران به گفته هرودوت به فرمان ملكه آتوسا صورت گرفته است.
يوتاب:
سردار زن ايراني كه خواهر آريو برزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهي داريوش سوم(هخامنشي) بوده است. وي در نبرد با اسكندر همراه آريو برزن فرماندهي بخشي از ارتش را بر عهده داشته است او در كوههاي بختياري راه را بر اسكندر بست.ولي يك ايراني راه را به اسكندر نشان داد و او از مسير ديگري به ايران هجوم آورد. از او به عنوان شاه آتروپاتان(آذربايجان) در سالهاي 20 قبل ميلاد تا 20 پس از ميلاد نيز ياد شده است.با اين همه هم آريو برزن و هم يوتاب در راه وطن كشته شدند و نامي جاويد از خود بر جاي گذاشتند.
آرتميس(آرتميز):
نخستين و تنها زن دريا سالار جهان تا به امروز:او به سال 480 پيش از ميلاد به مقام دريا سالاري ارتش
شاهنشاهي خشيارشا هخامنشي رسيد و در نبرد ايران و يونان ارتش شاهنشاهي ايران را از مرزهاي دريايي هدايت ميكرد. تاريخ نويسان يونان او را در زيبايي- برجستگي و متانت سر آمد همه زنان آن روزگار ناميده اند.
آريانس:
يكي از سرداران مبارز در زمان هخامنشيان در سالهاي پيش از ميلاد. مورخين يوناني در چند جا نامي كوتاه از وي به ميان آورده اند.
آرتا دخت:
وزير خزانه داري و امور مالي دولت ايران در زمان شاهنشاهي اردوان چهارم اشكاني. به گفته كتاب اشكانيان اثر ديا كونوف روسي خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالي خطايي مرتكب نشد و اقتصاد امپراطوري پارتيان را رونق بخشيد.
آزرميدخت:
شاهنشاه زن ايراني در سال 631 ميلادي. او دختر خسرو پرويز بود كه پس از "گشتاسب بنده" بر چندين كشور آسيايي پادشاهي كرد. آذرميدخت سي و دومين پادشاه ساساني بود.واژه اين نام به چم (معني پير نشدني و هميشه جوان است) .
آذر آناهيد:
ملكه ي ملكه هاي امپراطوري ايران در زمان شاهنشاهي شاپور يكم ساساني.نام اين ملكه بزرگ و اقدامات دولتي او در قلمرو ايران در كتيبه هاي كعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستايش كرده است.(252 ساسانيان)
پرين:
بانوي دانشمند ايراني . او دختر كيقباد بود كه در سال 924 يزدگردي هزاران برگه از نسخه هاي اوستا را به زبان پهلوي براي آيندگان از گوشه و كنار ممالك آريايي گردآوري نمود و يكبار كامل آنرا نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين براي هميشه ثبت گرديده است.از او چند كتاب ديگر گزارش شده است كه به احتمال زياد در آتش سوزي هاي اعراب از ميان رفته است.(كتاب فرزانگان ايران برگ11)
زر بانو:
سردار جنگجوي ايراني. دختر رستم و خواهر بانو گشسب. او در سوار كاري زبده بوده است كه در نبردها دلاوري هاي بسياري از خود نشان داده است. تاريخ نام او را جنگجويي كه آزاد كننده زال-آذربرزين و تخوار از زندان بوده است ثبت كرده.(زن ايراني194)
فرخ رو:
نام او به عنوان نخستين بانوي وزير در تاريخ ايران ثبت شده است وي از طبقه عام كشوري به مقام وزيري امپراطوري ايران رسيد.
گرد آفريد:
يكي ديگر از پهلوانان ايران. تاريخ از او به عنوان دختر گژدهم ياد مي كند كه با لباسي مردانه با سهراب زور آزمايي كرد. فردوسي بزرگ از او به نام زني جنگ جو و دلير از سرزمين پاكان ياد مي كند.
گرديه:
بانوي جنگجوي ايراني. او خواهر بهرام چوبينه بود. فردوسي بزرگ از او به عنوان همسر خسرو پرويز ياد كرده كه در چند نبرد در كنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوري هاي بسياري از خود نشان داده است. (ساساني 348+ شاهنامه فردوسي)
هلاله:
پادشاه زن ايراني كه به گفته كتاب تاريخي و ديني بندهش (391 يشتها 1+ 274 يشتها 2) در زمان كيانيان بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست. از او به عنوان هفتمين پادشاه كياني ياد شده است كه نامش را "هماي چهر آزاد"(هماي و همون) نيز گفته اند. او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهي ايران نشست. وي با زيبايي تمام سي سال پادشاه ايران بود و هيچ گزارشي مبني بر بد كردار بودن وي و ثبت قوانين اشتباه و ظالمانه از وي به ثبت نرسيده است.
پوران دخت:
شاهنشاه ايران در زمان ساساني. وي زني بود كه بر بيش از 10 كشور آسيايي پادشاهي مي كرد.او ژس از اردشير شيرويه به عنوان بيست وپنجمين پادشاه ساساني بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست و فرمانروايي نمود.
شيرين:
شاهزاده ارمني. ارمنستان يكي از شهرهاي كوچك ايران بود و شاه ارمنستان زير نظر شاهنشاه ايران . خسرو پرويز و شيرين از خو حماسه اي ساختند كه هميشه در تاريخ ماندگار ماند. شيرين از خسرو 4 فرزند به نامهاي نستور-شهريار-فرود و مردانشه به دنيا آورد كه هر چهار فرزند وي در زندان كشته شدند. پس او سر بر بالين (جسد بي جان) خسرو نهاد و با خوردن زهري عشقش به خسرو را جاودانه ساخت و جان باخت.
بانو گشنسب:
دختر ديگر رستم-خواهر زربانوي دلير . نام بانو گشنسب جنگجو در برزو نامه و بهمن نامه بسيار آمده است. يكي از مشهور ترين حكايت هاي او نبرد سه گانه ي فرامرز- رستم و بانو گشنسب است. او منظومه اي نيز به نام خود دارد كه هم اكنون نسخه اي از آن در كتابخانه ملي پاريس و در كتابخانه ملي بريتانيا موجود است.
خوب دوستان گرامي بخش اول اين مطلب به پايان رسيد در بخش دوم درباره احترام به جايگاه زن در ايران باستان سخن مي پردازم.
*پاينده ايران*



