تبليغاتX
ایران جاویدان(تاریخی و فرهنگی)

ایران جاویدان(تاریخی و فرهنگی)

برای تمام ایرانیان وطن دوست و میهن پرست

زادگاه و آرامگاه زرتشت: مصاحبه رادیو بی بی سی (لندن) با دکتر خسرو خزاعی

زادگاه و آرامگاه زرتشت کجاست؟مصاحبه رادیو بی بی سی (لندن) با دکتر خسرو خزاعی (پردیس)
این مصاحبه در یکم اکتبر 2007 بوسیله بانو سفیاهلم خبرنگار بی بی سی بزبان انگلیسی انجام گرفت. ترجمه از انگلیسی به پارسی .

_ پرسشگر : درود برشما دکتر خزاعئ
دکتر خسرو خزاعی ـ درود بر شما و شنوندگان شما
_ پرسشگر : میدانیم که چند سال است دوباره زرتشت و آئین او در میان قشرهای گوناگون مردم مطرح شده و در حال گسترش است.در این باره باز در آینده نزدیک گفتگو خواهیم کرد . ولی موضوعی که امروز میخواهم امروز با شما مطرح کنم موضوع مهمی است که میان جند کشور درگیری فرهنگی بوجود آورده است و آن درباره مکان زادگاه و آرامگاه زرتشت میباشد.

ـ موضوعی که شما مطرح میکنید با اینکه بسیار مهم است ولی بدبختانه هنوز در پرده ابهام مانده و تا کنون کسی پاسخ قانع کننده یا همگان پسند برای آن پیدا نکرده . یکی از مهمترین دلایل آن مسئله سیاسی است که در درازای این مصاحبه خواهیم دید . از دیدگاه تاریخی و پژوهشهای گوناگون که در دوران نوین انجام شده چند نظريه وجود دارد که مهمترین آنهارا در اين جا یاد آوری ميکنم :
نخستین نظریه که برخاسته از منابع و نوشتارهای زمان ساسانیان است زادگاه زرتشت را در باختر ایران یعنی در آزربایجان که به آن اتروپاتان میگفتند مینامد. یا گاهی در کردستان که سرزمین مادها بوده میشمارد . اگر چه در گزشته چندی از زرتشت شناسان این نظریه را پذیرفتند ولی با گذشت زمان و پژوهشهای زبان شناسی ,امروز همگی به این نتیجه رسیده اند که زبان زرتشت و لهجه آن که بوسیله کتاب "گاتها" بما رسیده مطعلق به منطقه ای بوده که امروز میان خراسان ,شمال غربی افغانستان,جنوب تاجیکستان,جنوب ازبکستان وجنوب ترکمنستان واقع شده . نظریه زادگاه زرتشت در آزربایجان زمانی درست شد که مرکز تصمیم گیری و قدرت ساسانیان به باختر ایران یعنی به آزربایجان و کردستان منتقل گردید و سیاست آن زمان ایجاب میکرد که چنین ادعائی ساخته شود.

_ پرسشگر: این مناطقی را که شما نام بردید بسیار وسیع و گسترده است . آیا دیدگاههای دقیق تری در این رابطه وجود دارد؟

_ تمام این مناطقی را که نام بردم ,همگی در آسیای مرکزی واقع شده اند. این کشورها در زمان زرتشت بخشی از سرزمینی را درست میکردند که به آن « سرزمین آریایها» میگفتند. امروز این سرزمینها به کشورهای گوناگون با مرزهای سیاسی شناخته شده ای درست شده اند که از دیدگاه من باید زادگاه و آرامگاه دقیق زرتشت را در آنها جستجو کرد و در این رابطه به دومین نظریه می پردازم.
این دومین نظریه درباره استان بلخ است که در شمال غربی افغانستان واقع شده . میدانیم که بلخ یا "باختران"منطقه ای بسیار کهن و یکی از بزرگترین مراکز فرهنگی جهان باستان بوده .همچنین میدانم که شاه این منطقه , و یشتاسپا در زمان زرتشت یکی از مهمترین پشتیبانان زرتشت بود که برای گسترش آئین او کوشش بسیار کرد و زرتشت از او بارها در سرودهای خود گاتها از او به نیکی یاد کرده. پس احتمال بسیار زیادی دارد که زرتشت که مورد حمایت نیرومند این پادشاه واقع شده بود و بوسیله او میتوانست اندیشه و فلسفه خود را میان مردمان گسترش دهد , در همین سرزمین هم یعنی بلخ نیمه دوم زندگی خود را گزرانده ودر همان سرزمین هم به زندگی جاوید پیوسته.
اگر این فرضیه را درست بگیریم پس باید برای شخصيتی این چنین مهم یعنی زرتشت که شاه از پيروان او شده بود آرامگاهی در خور این چنین شخصی ساخته شده باشد.
پس این آرامگاه یا بازمانده های آن در کجاست ؟ آيا در نقطه ای از بلخ واقع شده ؟ این موضوع نزديک به 50 سال است که نظر بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده.
در استان بلخ شهری وجود دارد به نام مزار شریف که بزرگترین شهر شمال غربی افغانستان و مرکز استان بلخ میباشد . در این شهر در روزگار کهن آرامگاهی وجود داشت که بسیار مورد احترام مردمان سرزمین آریایها بود . میگفتند که این آرامگاه , آرامگاه مرد مقدسی است که هزاران سال پیش میزیسته. این آرامگاه سده ها بود که مکانی برای زیارت مردمان شده بود,بدون اینکه نامی از این شخص مقدس که آرامگاه به نام او ساخته شده بود برده شود . در سده دوازده میلادی یعنی 500 سال پس از حمله و تسخیر ایران و مناطق آسیائی مرکزی بوسيله عربها , یک ملای مسلمان گمنامی در شهر مزار شریف , ناگهان خوابی می بیند.
او خواب می بیند که مکان این آرامگاه مزار امام علی ,یعنی امام یکم شیعیان است! مردم عامی و خرافه پرست هم بدون اینکه در جستجوی دلیلی برای اين ادعا ی شگفت آور باشند هجوم می آورند و این آرامگاه را بازسازی میکنند و آن رامزار علی مینامند و از آن بزرگترین مرکز زیارت در افغانستان درست میکنند.
با اینکه امروز تمام مسلمانان جهان میدانند که مزار علی در شهر نجف در جنوب عراق واقع شده ولی مردم به این منطقه با سرسختی به این باورند که این مزار علی است,با اینکه هیچ دلیلی هم که بر روی خرد,یا دانش یا پژوهشهای تاریخی واقع شده باشد که این ادعا را تایید کند وجود ندارد. بر عکس با یک نگاه سطحی میتوان به دروغ بودن این ادعا پی برد.
مکانی که امام علی در عربستان کشته شد, تا شهر مزار شریف در افغانستان بیش از 3000 کیلو متر مسافت دارد.چگونه آنها توانستند پیکر دو نیمه شده علی را با وسائل آن زمان یعنی شتر و خر و اسب در گرمای شدید کویرها و کوههای بدون راه به مزار شریف بیاورند و اصلا برای چی و به چه دلیل؟!! امام علی که خوانواده ای در افغانستان نداشت ,بازمانده ای در آن دیار نداشت که بدن بیجان او را 3000 کیلو متر را با شتر و اسب و الاغ به شهر مزار شریف ببرند.
بنابراین این دروغ بزرگ 800 سال است، یعنی از سده 12 تا به امروز، ادامه دارد. پس اگر این آرامگاه آرامگاه علی نیست آرامگاه کیست .؟ همان گونه که گفتم 50 سال است که پژوهشگران احتمال قوی میدهند که این آرامگاه آرامگاه زرتشت است. ولی برای مطمئن شدن باید به کاوش های باستان شناسی و تاریخی پرداخت.
_ پرسشگر: در افغانستان این آرامگاه مقدس ترین آرامگاه برای مردم است یک کاوش باستان شناسی و یا پژوهش علمی به طغیان و شورش تبدیل خواهد شد و طالبان بزرگترین بهره سیاسی را خواهند برد .

=دقیقا همان گونه که در آغاز این مصاحبه گفتم مساله آرامگاه یا زادگاه زرتشت یک مساله سیاسی و فرهنگی است حتی در کشورهایی که طالبان وجود ندارند اين دشواری وجود دارد.
_ پرسشگر: نظریهای دیگری در این زمينه چیست ؟
ـ دو سال پیش باستان شناس روسی ویکتور سری یانیدی با حفاری هایی در جنوب ترکمنستان در استان مرو که در گزشته آن را مرگوش یا بعدا مرجانا مینامیدند و مانند بلخ يکی از مراکز بزرگ فرهنگی آن زمانهای دوردست بود اعلام کرد که این منطقه زادگاه زرتشت و نخستین جایگاهی است که زرتشت پيام خود را اعلام کرده. او اين نظریه را برپایه کشف چند نيا یشگاه زرتشتی و آتشکده مربوط به 3000 پيش از ميلاد مسيح، که دارای مکان برگزاری مراسم هم بودند اعلام کرد.
الته در این مورد باید چشم براه پژوهشهای یبشتری در این منطقه شد.
من مطمئن هستم که با شور شيفتگی بسيار که در باره آئين زرتشت بوجود آمده زادگاه و آرامگاه زرتشت هم بزودی پيدا خواهد شد.
ـ پرسشگر: دکتر خسرو خزاعی از شما برای این آگاهی های مهمی که در اختیار شنوندگان بی بی سی گزاشتید سپاس گزاریم.
☼☼☼☼☼☼

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 13:48  توسط مریم   | 



هفتم آبان روز بزرگداشت

 

 کوروش هخامنشی گرامی

 باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 19:26  توسط مریم   | 

نگذارید تاریخ ایران به زیر آب رود


 

سد سیوند و آرامگاه کوروش بزرگ

    چند سالی است مسئله سد سیوند و تخریب احتمالی پاسارگاد و زیر آب رفتن تنگه باستانی بلاغی فکر میهن پرستان ایرانی و حامیان آثار باستانی را در سراسر جهان به خود مشغول کرده است.پاسارگاد به عنوان یکی از آثار ثبت شده بین المللی ارزشی بسیار داشته و تخریب آن گوشه ای از تاریخ جهان را به دست فراموشی خواهد سپرد که این برای انسان متمدن قرن ۲۱ که حفظ  و مرمت آثار تاریخی جز وظایف مهم آن به شمار می رود،ننگی خواهد بود که آیندگان هرگز فراموش نخواهند کرد.

از مسئولین ذی ربط تقاضا داریم به خاطر آب رسانی به مناطق اطراف پاسارگاد تاریخ غنی کشورمان را تهدید نکنند و توجه داشته باشند که درآمد حاصل از گردشگری و جذب جهان گردان خارجی بسیار بیشتر از کشاورزی دراین منطقه باستانی است.

   در پایان دعوت می کنم از طریق  www.savepasargad.com  با کمیته نجات پاسارگاد ارتباط برقرار کرده و نامه سرگشاده مربوطه را امضا کنید.

پاسارگاد


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 19:23  توسط مریم   | 

آثار باستانی در حال تخریب

1. سد سیوند خطری است جدی برای پاسارگاد و تنگه بلاغی.
۲. بخشی از حمام وکیل شیراز تخریب شد .

۳. بزرگترین آتشکده دوره ساسانی در غرب کشور با چهارصد تن ماسه پوشانده شد.
۴. سد سلمان فارسی یک شهر دوران ساسانی را نابود می کند. سازمان میراث فرهنگی پس از ده سال سکوت و پس از گذشت یک ماه از آب گیری، تازه دستور توقف آبگیری را به وزارت نیرو ارجاع نموده.

۵. میدان نقش جهان و چهار باغ اصفهان همچنان در هاله ای از ابهام.
۶. دو دکل پشت مقبره فردوسی همچنان استوار است.

۷. سازمان میراث فرهنگی هیچ اهمیتی به شکستن حریم ارگ علی شاه نمی دهد.
۸. سد رامهرمز همچنان تهدیدی است برای سد باستانی "جره".

۹. پیش از نوروز پشت درهای بسته تخت جمشید چه گذشت ؟
۱۰. یک اثر دوره اشکانی بدون حفاظت و مرمت رها شده است.

۱۱. سد ملاصدرا در شهرستان اقلید که توسط رئیس دولت افتتاح شد، تپه مهر علی، آثار باستانی پیش از تاریخ و آثار مربوط به دوران ساسانی را به زیر آب برد.
۱۲. ریل گذاری راه آهن در استان فارس موجب نابودی آثار ۵ تا ۶ هزار سال پیش در این منطقه شده است. در ضمن این اقدام اثری ویران گر روی نقش رستم خواهد داشت.

۱۳. سه زلزله در حدود چهار ریشتر حوالی پاسارگاد را لرزاند که البته خسارتی به بار نیاورد. گفتنی است آب گیری سد سیوند احتمال وقوع زلزله شدیدی را در این منطقه افزایش می دهد.
۱۴. از کاروانسرای هلاکوخان، از آثار دوران مغول در استان آذربایجان شرقی جز مشتی خاک و سنگ چیزی نمانده است.

۱۵. قلعه باستانی شهر مرند به دلیل بی توجهی مسئولین در حال تخریب است.
۱۶. تپه ای مربوط به زمان اوراتورها در آذربایجان خوراک قاچاقچیان عتیقه شده است.

۱۷. چرا اطلاعات مربوط به گنجینه عظیم کشف شده در رامهرمز در اختیار مردم قرار داده نمی شود ؟
۱۸. درخت هایی با قدمت ۵۰۰ سال به خاطر آب گیری سد سیوند از بین خواهند رفت.

۱۹. نقش برجسته انسان بالدار در پاسارگاد نیاز به ترمیم و مراقبت ویژه دارد.
۲۰. سد گلابر زنجان آثار مربوط به دوران سنگ و آهن و دوران اشکانی را به زیر آب خواهد برد.

 

 

۲۱. گل سنگ به بخشی از تخت جمشید هجوم آورده است؛ این در حالی است که تا این لحظه حرکتی برای مقابله با آن انجام نشده است.
۲۲. حفاری غیر مجاز در مسجد جامع تهران.

۲۳. کتیبه کاخ آپادانا شوش در حال نابودی است و نیاز به مرمت فوری دارد.
۲۴. کلیسای کاتولیک های اندیمشک به طور کامل تخریب شد.

۲۵. عمارت مشیرالدوله به شدت در خطر تخریب است.
۲۶. سازمان میراث فرهنگی چهار سال تخریب نیاسر را تماشا کرد.

۲۷. مرمت آثار باستانی سبزوار بسیار کند و بی نتیجه است.
۲۸. گنبد لیشتر در شهرستان کهگیلویه در خطر نابودی قرار دارد.

۲۹. بلوک های آرامگاه داریوش سوم فرو ریختند.
۳۰. با تخریب یک اثر مربوط به دوره قاجار و تبدیل آن به حوزه شانس یک اثر دیگر برای ثبت در فهرست آثار ملی از دست رفت.

۳۱. کارکنان اداره آب و برق، بند هزار و هفتصد ساله دوره ساسانی را تخریب کردند.
3
۲.قلعه گبری از آثار مربوط به دوران ساسانی واقع در شهر ری تبدیل به انبار آهن شده است.

۳۳. تپه مافین با آثاری به قدمت بیش از ۲۰۰۰ سال تبدیل به زباله دانی و محل تجمع معتادان شده است.
۴. سازمان میراث فرهنگی حریم خانه تاریخی پیرنیا را شکست.

۳۵. ارگ نسا، یکی از مهم ترین شهرهای دوره اشکانی به عنوان میراث جهانی ترکمنستان به ثبت رسید. ( فراموش نکنیم ایران زمین فراتر از مرزهای سیاسی بین المللی است.)
۳۶. آثار تاریخی آرامگاه فیروزان (ابولولو)، مظهر مقاومت ایرانیان در دوران تجاوز اعراب به ایران به واسطه کشورها و دست های پشت پرده نابود خواهد شد.

۳۷. به دلایلی نامشخص، کاوش های کاخ بردک دو سال است که متوقف شده است.
۳۸. از تپه سیلک، هگمتانه و یا جاهای دیگر کشور فقط کاسه و کوزه یافت می شود. پس آثار ارزشمند این تمدن ها کجاست؟

۳۹. سازمان میراث فرهنگی شانس جهانی شدن اشگفت سلمان را به صفر رساند و پس از مدتها هنوز رنگ پاشی های عمدی بر آثار آن را پاک نکرده است.
۴۰. رطوبت و نداشتن حریم مشخص عامل اصلی تخریب کتیبه بیستون می باشد.

۴۱. یک اثر دوره سلجوقی در حال فرو ریختن و تخریب کامل است.
۴۲. هجوم حفاران غیر مجاز و قاچاقچیان عتیقه به محوطه تنگه بلاغی شگفت انگیز است. این در حالی است که حتی هیچ عکاسی حق نزدیک شدن به این منطقه را ندارد.

 

۴۳. به خاطر سیاست های غلط، امکان تخریب چغازنبیل را همچنان تهدید می کند.
۴۴. زمین شناسان دانشگاه شیراز : گازهای سمی باعث تخریب تخت جمشید می شود.

۴۵. سی و نه کشور چهل و پنج اثر فرهنگی، باستانی و تاریخی خود را برای ثبت به میراث فرهنگی جهانی فرستاده اند. جالب اینجاست که نامی از ایران در این فهرست دیده نمی شود.
۴۶. سازه های آبی دوره ساسانی شوشتر آماده برای جهانی شدن. (مانع: سازمان میراث فرهنگی تهران).

۴۷. شهرداری کرمانشاه بافت تاریخی این شهر را در موقعیت خطرناکی قرار داده است.
۴۸. میلاجرد اصفهان مشهور به جیرفت ۲ در حال تخریب و چپاول شدن است.

۴۹. میدان توپخانه ( امام خمینی ) تهران، یکی از قدیمی ترین نماد های پایتخت، تحت تاثیر مترو تخریب خواهد شد.
۵۰. سد سیوند یک روستای هخامنشی را به زیر آب برد.

۵۱. قلعه داو دختر رامهرمز به دلیل انفجارهای پیاپی و حفاری های غیر مجاز بشدت در حال تخریب است.

  و...  

منبع:سایت رسمی بنیاد ایران ما

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 19:19  توسط مریم   | 

تقدیم به درگاه کوروش بزرگ

نسلهارادمردی مثل او هرگز ندیدند       

                 بعد مرگش یاقیان بر خاک او لشکر کشیدند

 korosh anahita

           ما وارث کوروش فرزند جمشیدیم      

       پیروز و بی برده بت نپرستیدیم

     ماریشه ای دیرین در عشق و دین داریم  

        ما زادگاهی چون ایران زمین داریم        

KOROSH

                                             

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 17:2  توسط مریم   | 

من به دنبال سر اسکندرم

 

  

من همان نوباوه ایران زمین

 

  

از تبار  کورش نام آورم

 

  

در غم زمزمه های رفتنم

 

  

بی خیال ضجه های مردنم

 

  

وارثی از وارثان سورنا

 

  

در تکاپوی نجات میهنم

 

  

خاک من فریاد شاهانت چه شد

 

  

سلسله داران ایرانت چه شد

 

  

مرگ تو مرگ نژاد آریاست

 

  

داریوش و کورش بانت چه شد

  

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:54  توسط مریم   | 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:51  توسط مریم   | 

جشن آبانگان

آبان روز از آبان ماه برابر با 10 آبان در گاهشماری ایرانی

«... اینک آب­ها را می­ستاییم، آب­های فروچکیده و گردآمده و روان شده­ و خوب کـُنش ِ اهورایی را...»
(یسنا - هـات 38 - بند 3)

پیکره ی آناهیتا - ایزد بانوی آب های روان

«جشن آبانگان» جشنی است در گرامیداشت ستاره­ی روان (سیاره) درخشان «اَنَهیتَه / آناهید (زهره)» و رود پهناور و خروشان «اردوی / آمو (آمودریا)»، و بعدها ایزدبانوی بزرگ «آب»­ها در ایران (غیاث آبادی، 1382،ص77).
«اَردوی سوره اَناهیتا» Ardavi – Sura Anāhita ایزد‌بانویی ایرانی بسیار برجسته­ای است كه نقش مهمی در آیین­های ایرانی دارد و پیشینه­ی ستایش و بزرگداشت این ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دوره­های پیش از زرتشتی در تاریخی ایران می­رسد.

بخش بزرگی در کتاب اوستا به نام «آبان یشت»(یشت پنجم) که یکی از باستانی­ترین ِیشت­ها می­باشد به این ایزد بانو اختصاص دارد، در این یشت، او زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره، با بازوان سپید و اندامی برازنده، كمربند تنگ بر میان بسته، به جواهر آراسته، با طوقی زرین بر گردن، گوشواری چهارگوش در گوش، تاجی با سد ستاره­ی هشت گوش بر سر، كفش­هایی درخشان در پا، با بالاپوشی زرین و پرچینی از پوست سگ آبی. اَناهید گردونه­ای دارد با چهار اسب سفید، اسب­های گردونه­ی او ابر، باران، برف و تگرگ هستند.
او در بلندترین طبقه­ی آسمان جای گزیده است و بر كرانه­ی هر دریاچه­ای، خانه­ای آراسته، با سد پنجره­ی درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو می­باراند.

نیایشگاه­های آناهیتا معمولا در كنار رودها برپا می­شده و زیارتگاه­هایی كه امروزه با اسامی دختر و بی بی مشهور هستند و معمولا در كنار آن­ها آبی جاری است، می­توانند بقایای آن نیایشگاه­ها باشند.
برخی حتی سفره­های نذری با نام بی بی (همچون بی بی سه شنبه) را بازمانده­ی آیین­های مربوط به آناهیتا می­دانند.

آناهیتا همتای ایرانی «آفرودیت»، الهه­ی عشق و زیبایی در یونان و «ایشتر»، الهه­ی بابلی، به شمار می­رود.

واژه­ی «آب» که جمع آن «آبان» است در اوستا و پهلوی «آپ» و در سانسکریت «آپه» Apa و در فارسی هخامنشی «آپی» می­باشد.
این آخشیج (عنصر) همانند آخشیج­های اصلی دیگر چون آتش و خاک و هوا در آیین­های ایرانیان باستان مقدس است و آلودن آن گناهی بس بزرگ است. برای هریک از چهار آخشیج امشاسپندی (فرشته) ویژه نامگذاری شده است. به گواهی اوستا و نامه­های دینی پهلوی، ایرانیان آخشیج­های چهارگانه را که پایه­ی نخستین زندگی است، می­ستودند.

در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانه­ها، فرشته­ی آب را نیایش می­کنند. ایرانیان کهن آب را پاک (مقدس) می­شمردند و هیچ­گاه آن­را آلوده نمی­کردند و آبی را که اوصاف سه­گانه­اش (رنگ - بو - مزه) دگرگون می­شد برای آشامیدن و شستشو به­کار نمی­بردند.


«هرودوت» می­آورد :
«... ایرانیان در میان آب ادرار نمی­کنند، آب دهان و بینی در آن نمی­اندازند و در آن دست و روی نمی­شویند ...»
«استرابون» جغرافیدان یونانی نیز می­آورد «... ایرانیان در آب روان، خود را شستشو نمی­دهند و در آن لاشه، مردار و آن­چه که نا پاک است نمی­اندازند ...»

در برگردان فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی می­خوانیم :
«... آبان روز دهم آبان ماه است و آن را عید می­دانند که به جهت همراه بودن دو نام، آبانگان می­گویند. در این روز زو Zoo پسر طهماسپ از سلسله­ی پیشدادیان به شاهی رسید، مردم را به کندن قنات­ها و نهرها و بازسازی آن­ها فرمان داد، در این روز به کشورهای هفت­گانه خبر رسید که فریدون ، بیوراسب (ضحاک - آژی دهاک) را اسیر کرده، خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را دارا شوند...»

در روایت دیگرى آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى در ماه آبان باران آغاز به باریدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد.

زرتشتیان نیز در این روز همانند سایر جشن­ها به آدریان­ها (آتشكده­ها) مى­روند و پس از آن براى گرامیداشت مقام فرشته­ی آب­ها، به كنار جوى­ها و نهرها و قنات­ها رفته و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد) كه توسط موبد خوانده مى­شود، اهورامزدا را ستایش كرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را كرده و پس از آن به شادى مى­پردازند.

جالب این­جاست كه مى­گویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب مى­سپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مى­كنند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 17:30  توسط مریم   | 

آشور

آشور نام سرزمین قدیمی است که در بخش میانی رود دجله و کوهستان‌های مجاور قرار داشته‌است و گرفته شده از آشور (نام یک رب‌النوع‌) است و پایتخت آن نخست شهر آشور بود كه در ساحل رود دجله در جنوب موصل امروزى قرار داشت و سپس شاروكین و بعداً کالح‌ و بعداً نینوا (موصل امروزی) بوده است. آشوری‌ها اصولاً از نژاد سامی‌ بودند و زبان آنان با سایر زبان‌های سامی‌، مانندِ عربی و عبری هم‌ریشه است‌. دولت آشور دولت مهمى بود كه در خاورمیانه قدیم تشكیل شد و در آغاز تابع بابل بود. در سال ۱۸۰۰ پ.م. فرمانروایان اولیه آشورى شهرهاى آشور، نینوا و اربیل را متحد كردند و تاریخ از سلسله هاى پادشاهى آشور بعد از سال ۱۴۲۰ پ.م. یاد مى كند. سال نو آشوری(خاب نیسان) اولین روز از ماه نیسان مصادف با اولین روز از ماه آوریل می باشد.

آشور در آغاز یكى از استان هاى كشور بابل بود. آشورى ها وقتى كه متحد گردیده و از بابل جدا شدند چون سرزمینشان مانند بابل حاصلخیز نبود ناچار شدند كه از دسترنج دیگران استفاده كنند، اين بود كه باج گیرى و دست اندازى به سرزمین هاى ديگر را در پیش گرفتند. و نتیجتاً دولت آشور یك دولت حرفه اى جنگجو و متجاوز شد. از خصایص آشورى ها شقاوت و بی رحمى آنها نسبت به دشمنان است. آشور حدود هزار سال دوام كرد وحدود كشور از خاور و باختر توسعه یافت و لبنان و سوریه و فلسطین و مصر امروزى در تصرف آشوریان بود. آشور سرانجام مغلوب دولت ماد شد.

پیشینه‌

در تاریخ آمده است که سامیان به دنبال آب و علفزار از جنوب شبه جزیره عربستان به سوی شمال این شبه جزیره حرکت کردند و در شمال سکنی گزیدند. البته تاریخ دقیق این حرکت و نیز مدت زمان آن مشخص نیست‌، امّا آثار و شواهدی در دست است که نشان می‌دهند این توده‌های متراکم در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد به بین‌النهرین (میانرودان) رسیدند و دنباله آنان همچنان به صورت سیلی از جنوب به طرف شمال در حرکت بودند.

آشوری‌ها به‌سرعت شروع به ساخت شهرهای جدید کردند و به‌تدریج بر پیشرفت آنان در تمام زمینه‌های فرهنگی و نظامی افزوده شد. شهر آشور اولین پایگاه آشوری‌ها به‌شمار می‌آید و توسعه قدرت آنان از همین شهر آغاز شد، به طوری‌که امپراتوری «میانه آشور» را بنیاد نهادند و گستره قدرت آشوری‌ها در زمان فرمانروایی نیکولته نیتورتا (1207 ـ 1244پ‌. م‌) به منتهای اوج خود رسید و آشوری‌ها حاکم مطلق سراسر بین‌النهرین شدند.

پس از امپراتوری «میانه آشور» قدرت آشوری‌ها رو به سستی گذاشت‌، به طوری‌که تا دو یا سه سده پس از امپراتوری «میانه آشور» توسط اقوام بی‌تمدن مورد دست درازی و غارت قرار گرفتند، تا اینکه به مرور به خودباوری رسیدند و جان دوباره گرفتند و درست در همین زمان بود که عظمت و شکوه گذشته شکوفا شد و تمدن بین‌النهرین شکل گرفت‌.

ویل دورانت در تاریخ تمدن خود می‌گوید: حکومت آشور بنی‌پال که بر منطقه وسیع آشور، بابل ، ارمنستان‌، سرزمین ماد، فلسطین‌، سوریه‌، فنیقیه‌، سومر، عیلام و مصر سایه انداخته بود، بدون تردید یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های اداری بود که جهان مدیترانه یا خاور نزدیک تا آن زمان به خود دیده بود و تنها حمورابی و نخوطمس سوم بودند که قبل از آن بدین‌گونه دستگاه اداری‌، آن هم نه شبیه به آن‌، نزدیک شده بودند و تنها پس از آن‌، دستگاه اداری هخامنشی پیش از حمله اسکندر بود که توانست با آن برابری کند.

سرانجام امپراتوری قدرتمند آشور در 612 پ‌.م با هجوم متحد ماد و بابل سقوط کرد و قدرت از نینوا به بابل منتقل شد. اما یک سده نیز طول نکشید که بابل به دست کوروش کبیر در سال 538 ق.م. فتح شد. ساتراپ بابل بخشی از امپراتوری هخامنشی گردید و عصر حکومت یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های جهان به سر رسید

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 17:17  توسط مریم   | 

ظهور و به قدرت رسیدن حکومت عیلام (ایلام)

از رویدادهای مهم فرهنگی و سیاسی ایران در هزاره­ی سوم پیش از میلاد، ظهور و قدرت یافتن حکومت و امپراتوری عیلام است که نقش مهمی در تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران داشته است و به عبارتی : «تا پیش از مادها و پارس­ها حدود یک هزار سال تاریخ سرزمین ایران به تقریب منحصر به تاریخ عیلام بوده است.»(29)

براساس یافته‌های باستان­شناسی قرن اخیر، رد پای فرهنگ و تمدن عیلامی را از شرق رودخانه­ی دجله تا شهر سوخته زابل و از ارتفاعات ابرسن مرکزی تا بوشهر می‌توان سراغ گرفت. گرچه سرزمین اصلی عیلام در شمال دشت خوزستان بویژه شوش متمرکز بوده است، خاستگاه و نژاد عیلامیان و این­که از چه نژادی بوده‌اند هنوز مشخص و روشن نیست. تا این اندازه گفته‌اند که آنان نه سامی نژادند و نه آریایی (هند و ایرانی) !!! و به گفته­ی «والتر هینتس» : «نژادی هستند با استقلالی خدشه‌ناپذیر».(30) شاید بتوان آنان را ساکنان اولیه­ی دشت خوزستان دانست.

سرزمین اصلی عیلام شامل ایالات شوش، آوان، سیماش، انشان (انزان)، پارسوماش بود که جز شوش و انشان هنوز محل دقیق ایالات نامبرده مشخص نگردیده و عیلام‌شناسان هرکدام برای تعیین محل آن­ها به حدس و گمان پرداخته‌اند.(31) در تاریخ عیلام بجز دوره­ی آغازین و چند دوره­ی متناوب، شوش همواره به عنوان مرکز فرمانروایی و پایتخت عیلام بوده و ایالات مختلف که به صورت فدرال اداره می‌شدند، از آن تبعیت می‌کردند.

پیدایش نگارش و ورود ایران به ادوار تاریخی، خود با ظهور و پیدایش دولت عیلام همراه بود و می‌توان عیلامی­ها را نخستین مخترعان خط در ایران به شمار آورد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 17:5  توسط مریم   | 

مطالب قدیمی‌تر